از تئوری تا عمل
1
اینجا قصد این را ندارم که اعتراضات ِوال استریت را تایید یا رد کنم. چون هنوز خواسته های ِ ایجابی معترضین ، حداقل برای ِمن روشن نیست.
مهم ترین پرسش درباره ی این جنبش برایم این است که سیستم سرمایه داری را نمی خواهند و به جایش چه را می خواهند؟
البته برای ِمن به عنوان یک دانشجوی ِاقتصاد سیاست های ِمختلفی قابل تصور است.مثل مکتب های ِکلاسیکی و نئوکلاسیکی (بازار آزاد و نه هر سیست نوع سیستم بازار ) و سیاست های کینزی و دولت رفاه که در دهه های 30 تا 60 میلادی در غرب بسیار موثر افتاد و در دانشگاه این مکتب را بیشتر یاد ِما می دهند ،و نئوکینزی و سوسیالیستی و ... .
اما آن چه که سوال برانگیز است این است که
اقتصاد امریکا از سیستم کینزی گذر کرده و وارد سیستم کلاسیکی و بعد نئوکلاسیکی شده است. اما آیا این معترضان خواهان ِبرگشت به گذشته اند؟ آیا سوسیالیست اند؟ و در کل با سیستم سرمایه داری مخالف اند ، با هر اسمی که داشته باشد؟ یا نوع ِ خاصی از سرمایه داری را می پسندند؟
2
هرکدام از ما با خواندن و شنیدن اخبار ، تحلیلی از وقایع داریم. اما کسانی که از سیستم سرمایه داری دفاع می کنند باید این نکته را درنظر بگیرند که همیشه از حرف تا عمل فاصله هست . یعنی سیستم امریکا که سرمایه داری نامیده می شود را باید با تئوری ها سنجید. باید دید چه قدر با تئوری هماهنگ است که شایسته ی آن نام باشد.مثلا باید دید آیا واقعا دخالت ِ دولت در اقتصاد به حداقل رسیده؟ اگر بله ، پول های ِچند صد میلیارد دلاری ای که دولت اوباما به اقتصاد امریکا تزریق کرد چطور با تئوری سازگار است؟ موسسات مسکن که اقدام به دادن وام های بی رویه به مردم کردن و بانی بحران شدند ، چند درصدشان دولتی و چند درصدشان خصوصی بوده است؟
یا باید دید آیا در اقتصاد امریکا بازار انحصار کامل وجود دارد یا نه؟اگر وجود دارد چرا قوانین ضد ِتراست( ضد ِ تشکیل کارتل و انحصار) اجرا نشده؟
خلاصه این که به خاطر ِاین که سیستمی ، نامی را بر خود دارد ، نباید از آن حمایت بی حد و اندازه کرد. از نام نباید دفاع کرد ، باید رفتار ها و عملکردها را دید. این درباره ی بسیاری از سیستم ها و تئوری ها درست است.
3
سیستم سوسیالیستی تاب و تحمل بحران را نداشت. با اولین بحران ها و نخستین اقدامات ِاصلاحی ِگورباچف برچیده شد. اما سیستم سرمایه داری بیش از ده بحران این چنینی را پشت سرگذاشته است و به امروز رسیده است. این یکی از مهم ترین دلایلی است که معتقدم این اعتراضات سیستم سرمایه داری را سرنگون نخواهد کرد. چون توانایی غلبه بر بحران ها را از خود نشان داده.
اما این جنبش شاید به صورت یک جنبش ِ سیاسی تبدیل شود و ادامه یابد، حزبی و جنبشی در کنار دیگران. شاید سرنوشتی مثل ِ جنبش ِ تی پارتی پیدا کنند.
فراموش نکنید که امریکا ، 300 ملیون جمعیت دارد. البته هرگروه از مردم محترم اند ولی بالاخره آن ها همه ی مردم نیستند. و آن ها هم باید به بقیه احترام بگذارند و انتظار ِاحترام داشته باشند.
4
تقدم ِ دموکراسی بر لیبرالیسم
نکته ی آخر هم این که مردم یک جامعه باید سیستم سیاسی-اقتصادی شان را انتخاب کنند و راضی با آن باشند . حتا اگر آن سیستم ، سرمایه داری باشد.
می توانید معتقد به سیستم های کلاسیکی و لیبرالیستی باشید ولی دموکراسی را بر کرسی ای بالاتر بنشانید و به مردم جامعه حق بدهید که به افکار/مکاتب/احزاب دیگر اقبال نشان دهند ، بی آن که مردمی نادان باشند . هرچند که تصمیم شان از دید ِ ما ناخوشایند باشد.
تصمیم های ِ اقتصادی برای ِ بهبود وضعیت رفاه ِ جامعه است. و مردم حق ِانتخاب دارند.
5
مهرنامه ی شماره 16 ، ده مقاله/یادداشت/ تحلیل به نظرم منصفانه درباره ی ماجراهای ِاخیر وال استریت و چرایی اش دارد.
در شماره 15 هم مناظره ای چاپ شده بود بین ِدکتر فریبز رییس دانا(سوسیال دموکرات) و دکتر موسا غنی نژاد( لیبرال دموکرات) درباره ی بحران در سیستم سرمایه داری .
برای ِاهلش مفید است.




